شنبه 10 مهر 1389

مشق لیلی

   نوشته شده توسط: مثبت در مثبت    نوع مطلب :عشق ،

هی برمیگردیم سر خط وهی مینویسیم عشق...!

 

تازه به خودمان كه می آییم میبینیم این همه سال

فقط چشمهایش را كشیده ایم .

 

چشمهای لیلی را...

 

عجب مشق سختیست سرمه كشیدن به چشمهای

لیلی!

 

این پل های هزار ساله این جاده های پیر این ریل

های خسته  هنوز در راهند ولیلی اما...

 

گناه این نرسیدنها را بگذار به حساب پای پیاده ی

مجنون یا تیشه ی بی رمق فرهاد ورنه این چند

هزار سال درراه را باید كسی به گوشه ی لب

شیرین ختم میكرد.

 

بلیط ها را دور بینداز رفیق، بیا برگردیم سر خط.......

 

 


سه شنبه 19 مرداد 1389

بیانات رهبر انقلاب راجع به حفظ قرآن

   نوشته شده توسط: منفی در منفی    نوع مطلب :مذهبی ،

بسم الله الرحمن الرحیم

گوشه ای از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار با قاریان قرآن در تاریخ 22/6/86



...... و همت شما این باشد كه قرآن را بفهمید؛ ولو حالا به آخر سوره، به وسط سوره، وسط جزء، به وسط حزب نرسید و آن را تمام هم نكنید؛ تأمل و تدبر كنید. قرآن را اینگونه بخوانید. اگر كسى با قرآن مأنوس بشود، از قرآن دل نمیكَند. اگر ما با قرآن مأنوس بشویم، حقیقتاً از قرآن دل نمیكَنیم.

نكته‏ ى آخر هم كه باز تكرار است و مكرر ما این را عرض كرده ‏ایم، حفظ قرآن است. حفظ قرآن یك نعمت بزرگ است. این جوانها و نوجوانها سن توانائى حفظ را قدر بدانند. شماها در سنى هستید كه میتوانید حفظ كنید و در ذهنتان بماند. ما هم میتوانیم حفظ كنیم؛ در سنین ما هم میشود؛ اما خیلى ماندگار نیست؛ زود از ذهن ما میرود. اینطور نیست كه در سنین امثال بنده نشود حفظ كرد؛ چرا؟ سنین بالاتر از ما - یعنى سنین هفتاد و پنج، هشتاد - میشود حفظ كرد. من شنیدم مرحوم آیت ‏اللَّه خوئى در همین سالهاى آخر عمر قرآن را حفظ كرده بود. خیلى مهم است؛ پیرمرد مثلاً هشتاد ساله قرآن را حفظ كند! میشود حفظ كرد، اما ماندگار نیست؛ از ذهن زائل میشود. اگر شما در دوره‏ ى جوانى و بخصوص در دوره‏ ى نوجوانى؛ یعنى از سن همین نوجوانهائى كه اینجا براى ما تلاوت كردند یا بالاتر از اینها، قرآن را حفظ كنید، این یك سرمایه و ذخیره‏اى براى شماست. و امكان تدبر در قرآنى كه در حفظ انسان هست، بمراتب بیشتر از امكان تدبر براى كسى است كه قرآن را حافظ نیست. گاهى انسان یك آیه‏اى را در قرآن نگاه میكند، مثل اینكه هرگز این آیه را تلاوت نكرده؛ اما كسى كه حافظ هست، چنین چیزى برایش پیش نمى ‏آید. امیدواریم خداوند متعال آنچه را كه گفتیم و شنیدیم، ان‏شاءاللَّه در دلهایمان نافذ كند.
_________________
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


دوشنبه 18 مرداد 1389

خاطره ای از علامه طباطبایی

   نوشته شده توسط: منفی در منفی    نوع مطلب :مذهبی ،

خاطره ای از علامه طباطبایی (ره(

حجة الاسلام محمد فاضل (تبریزی) می‌گوید:آقای شربیانی روزی علامه طباطبایی (ره) را به خانه خود (در تبریز) دعوت كرد و چند نفر را هم برای زیارت و استفاده از سفره معارف ایشان به منزل خود فراخواند؛ از جمله بنده .

آن شب علامه طباطبایی (ره) به من فرمود: «من سی سال پیش، استخر شاگُلی (محلی با صفا و خرم در تبریز) را دیده‌ام.» سپس با ملاطفت و مزاح ادامه داد: اگر مزاحم خواب آقایان نباشم، می‌خواهم فردا بین‌الطلوعین به آنجا بروم. گفتم: صبح خدمتتان خواهم بود.

فردای آن شب، با اتومبیلم ایشان را به استخر شاگُلی می‌بردم كه دیدم ایشان در ماشین، قرآنی از جیبِ خود درآورده و گفت: من عهد دارم كه هر روز یك جزء از قرآن را بخوانم و الآن چهل سال است كه این كار را انجام می‌دهم. دیشب شما علما مزاحم شدید، نتوانستم بخوانم و اكنون قضا می‌كنم! هر ماه یك ختم قرآن تمام می‌شود و باز از ابتدای آن شروع می‌كنم و هر بار می‌بینم كه انگار اصلاً این قرآن، آن قرآن پیشین نیست! از بس مطالب تازه‌ای از آن می‌فهمم! از خدا می‌خواهم به بنده عمر بسیاری دهد تا بسیار قرآن بخوانم و از لطایف آن بهره ببرم . نمی‌دانید من چه اندازه از قرآن لذت می‌برم و استفاده می‌كنم!


جمعه 15 مرداد 1389

توصیه های مقام معظم رهبری به حافظان و قاریان قرآن کریم

   نوشته شده توسط: منفی در منفی    نوع مطلب :مذهبی ،

توصیه های مقام معظم رهبری به حافظان و قاریان




خیر كثیر
به برادرانى كه اهل تلاوت قرآنند، مكرر یادآور شده‌ام كه شما نمى‌توانید خوب تلاوت بكنید، در حالى كه نمى‌دانید كجا باید وصل كنید، كجا باید وقف كنید و كجا را مناسب است با چه لحنى بخوانید. در حرف زدن معمولى هم، شما صدایتان را بالا مى‌برید، پایین مى‌آورید و بر تأثیرگذارى سخن مى‌افزایید. اینها لازمه‌ى كلام است. وقتى قرآن را تلاوت مى‌كنید، باید بتوانید این كارها را بكنید و بدون اطلاع نمى‌شود این كارها را انجام داد. حفظ قرآن قدم بعدى است كه هر كس توفیق پیدا بكند، یقیناً خیر كثیرى به‌دست آورده است.

سخنرانى در دیدار با قاریان چهل كشور جهان

04/12/1368





حفظ نكردن نقص است
نپرداختن به حفظ قرآن در حال حاضر، واقعاً نقیصه‌اى در حوزه‌هاى ما به شمار مى‌آید. در بعضى از حوزه‌هاى اهل سنت -همان‌ طور كه مسبوق است- از بدو ورود، حفظ قرآن جزو شرایط است. در دیگر حوزه‌ها نیز اگر شرط، حفظ قرآن نباشد، ولى بدان تشویق مى‌شوند. غالب عالمان اهل سُنّت با قرآن انس زیادترى دارند؛ در حالى كه ما در حوزه‌هاى خودمان شاهد طلبه‌هایى هستیم كه مقدارى هم درس خوانده‌اند، لیكن هنوز بر همین قرائت رایج قرآن ‌كه ما با آن انس داریم، تسلط ندارند. یعنى هنوز در تلاوتشان اشكالاتى وجود دارد، چه رسد به این ‌كه قرائت دیگرى را نیز بدانند.

دیدار با مدرسان و مسئولان دبیرستان علوم و معارف اسلامى شهید مطهرى

27/12/1368





فرمانده حافظ قرآن
بایستى در اوقاف و جاهاى دیگر، واقعاً برنامه‌ریزى وسیعى براى حفظ قرآن بشود. [...] اصلاً جلسه بگذارید و ترتیبى بدهید كه بشود بچه‌ها را از كوچكى در دبستان وادار به حفظ قرآن كنند؛ البته مجبورشان نكنند، جایزه قرار بدهند و مثلاً بگویند هر بچه‌اى كه در دوره‌ى دبستان، این‌ قدر از قرآن را حفظ بكند، این مقدار امتیاز خواهد گرفت؛ یا اگر كسى در دبیرستان، این مقدار قرآن را حفظ كند، به قدر این واحدها یا این درس‌ها، نمره یا امتیاز مادى مى‌دهیم. من حاضرم در این مورد كمك كنم و هر چه كه بخواهید پشتیبانى بكنید، من آماده‌ام .


مسأله‌ى حفظ را خیلى جدى بگیرید. متأسفانه ما و بچه‌هایمان حفظ قرآن نداریم. بگذارید یك خرده جلو برویم و در سطح كشور مسأله‌ى حفظ قرآن را گسترش بدهیم، آنگاه حرفى نداریم كه در موقع سربازى، حافظان قرآن را معاف كنیم. البته ما نباید این‌ طور بگوییم كه حافظ قرآن معاف است؛ چون مسأله‌ى سربازى در این‌جا، غیر از سربازى در مصر است. سربازى در این‌ جا مثل قرآن‌خواندن است و جهاد فى‌سبیل‌الله است. جهاد فى‌سبیل‌الله با قرآن خواندن، عِدلین هستند؛ این‌ها از هم جدا نیستند. [...] دولت در این‌جا، دولت قرآن است، سربازى آن هم جهاد است. این خیلى متفاوت است. بنابراین به جاى معاف كردن، بهتر است بگوییم هر كس كه حفظ قرآن داشت، فرمانده مى‌شود؛ این را حاضرم. اگر كسى حفظ قرآن بكند، من به او درجه مى‌دهم. همین خوب است.

مراسم تودیع با قاریان قرآن؛ استاد شحات محمد انور و استاد محمد بسیونى

01/12/1369





حاضرم هرچه دارم بدهم
برادران! شماها چرا قرآن را حفظ نمى‌كنید؟ شماها جوانید. والله مكرر اتفاق افتاده كه با خودم فكر كرده‌ام و گفته‌ام كه اگر ممكن باشد، هرچه دارم، بدهم و حفظ قرآن را بگیرم؛ ولى افسوس كه ممكن نیست. در این سن، من دیگر نمى‌توانم قرآن را حفظ كنم. اما شما جوانید، شما بچه‌اید و مى‌توانید حفظ كنید. حافظه‌ى شما حافظه‌ى جوانى است. سنین بیست‌ و پنج‌ ساله و سى ‌ساله و زیر سى سال كه غالب قراء ما بحمدالله در این سن هستند، سنین حفظ قرآن است. كلام خدا و آیات كریمه‌ى الهیه را حفظ كنید و از حفظ بخوانید.

دیدار با قاریان قرآن؛ شعبان عبدالعزیز صیاد، محمود صدیق منشاوى

22/01/1370





از بچگی
بعضى از این جوانان وقتشان دارد دیر مى‌شود. [...] من عقیده‌ام این است كه حفظ قرآن باید از بچگى شروع بشود، یعنى حدوداً از دوازده سالگى سیزده سالگى؛ «التّعلم فى الصّغر كالنقش فى الحجر».

سخنرانی در دیدار با قاریان مصرى؛ شَحّات محمد انور و سیّد متولى عبدالعال

03/11/1370





هنوز كم است
آن‌ طور كه مشهود است، جوانان و نوجوانان ما به حفظ اقبال كرده‌اند؛ منتها كم است. ما كه در یك جامعه‌ى بزرگ و در یك كشور پهناور زندگى مى‌كنیم، بایستى هزاران نفر حافظ قرآن داشته باشیم. كسانى كه در سنین بالا هستند، شانس حفظ كردنشان كم‌تر است؛ اگرچه شانسشان منتفى نیست. البته بعضی‌ها وقت نمى‌كنند؛ اگر وقت مى‌كردند، مى‌توانستند تجربه و آزمایش كنند. من خودم وقت نمى‌كنم، والاّ در همین سنّ هم شروع به حفظ قرآن مى‌كردم. جوانان این را بدانند كه حتى در سنین ما اگر وقت و مجال بود، جا داشت و بهتر بود كه كسى براى حفظ قرآن صرف وقت مى‌كرد؛ در سنین جوانى این كار لازم است. اصلاً بهتر این است كه همه‌ى مردم ما انسشان با قرآن به گونه‌اى باشد كه آیات قرآن به گوششان آشنا باشد. وقتى آیه‌اى را مى‌خوانند، صدر و ذیل و قبل و بعد آیه برایشان آشنا باشد.

سخنرانى در پایان مراسم قرائت قاریان قرآن در ماه مبارك رمضان

27/12/1370





مقدمه لازم
حفظ قرآن و فهمیدن مفاهیم و ترجمه‌ى كلمه كلمه‌ى قرآن، براى كسانى كه به زبان عربى آشنایى ندارند، لازم است. وقتى كه كلمات قرآن را فهمیدید، آن وقت تدبر لازم است. حتى آن كسى كه الفاظ عربى را هم خوب بلد است، اگر تدبر نكند، بهره‌ى كمى از قرآن خواهد برد. در قرآن تدبر لازم است؛ تدبر یعنى اندیشیدن در مفاهیم قرآنى. این سخن عمیقى است، این سخن بزرگى است؛ باید در آن تدبر كرد. گوینده‌ى آن، ذات اقدس الهى است. كلمات آن هم مال ذات اقدس الهى است، یعنى الفاظش، نه فقط مفاهیمش. لذا بایستى در آن دقت كرد، باید آن را فهمید، باید در آن غور كرد. این‌ها حاصل نمى‌شود، مگر با انس با متن قرآن.

بیانات در مراسم اختتامیه‌ى پانزدهمین دوره‌ى مسابقات قرآن

01/09/1377





كار خداست
خداى متعال در قرآن فرموده است: «إنّا نَحْنُ نَزّلْنَا الذّكْر و إنّا لَهُ لَحافِظونَ». حفظ قرآن، حفظ معارف الهى، حفظ آیات نازل شده بر قلب مقدس پیغمبر، چیزى نیست كه وسوسه‌ها و توطئه‌هاى بشرى بتواند با آن مبارزه كند. حفظ قرآن كار خداست و تدبیر الهى، قرآن را رایج خواهد كرد. البته شرط دارد. مثل همه‌ى نعمت‌هاى الهى شرطش این است كه مردم با تلاش و همه‌ى وجود و تواناییشان به دنبال كسب این نعمت الهى باشند. مردم ما با همه‌ى وجود و با همه‌ى تلاش به دنبال اسلام و قرآن راه افتادند، خداى متعال هم این نعمت را به آن‌ها ارزانى داشت. امروز بحمدالله امواج آموزش و تعلیم و تعلم قرآن بسیارى از نقاط جامعه‌ى ما را فراگرفته است و من خوشحالم از این‌ كه مى‌بینم جوانان، نوجوانان و كودكان در راه آموزش قرآن تلاش مى‌كنند.

سخنرانی در دیدار جمعى از حافظان و قاریان قرآن نونهال و نوجوان كشور

28/06/1380





سطح بالا
توقع ما این است كه كسانى كه رتبه‌هاى بالا را مى‌آورند، سطحشان خیلى بالا باشد؛ به‌طورى كه قلب آدم نسبت به قرائت و تلاوت آن‌ها واقعاً راحت باشد. این آقاپسرى كه این‌جا آمد و قرآن را با شماره‌ى آیاتش از حفظ خواند، به نظر من باید پدرش را خیلى تشویق كنید. خود این بچه كه یاد نمى‌گیرد؛ آن پدرش هست كه به او یاد مى‌دهد. این سبكى هم كه آقاى خزعلى در ایران باب كرده‌اند كه شماره‌ى آیات را هم حفظ مى‌كنند، سبك خیلى خوبى است.

مراسم تودیع با قاریان مصرى؛ شحات محمد انور و سید متولى عبدالعال

27/11/1370

 


دوشنبه 21 تیر 1389

خدایا ...

   نوشته شده توسط: منفی در منفی    نوع مطلب :مذهبی ،

خدایا تو خود می دانی که بی تو هیچم... عمریست دستم گرفته ای مبادا رهایم کنی... خدایا بهار جوانی در حال سپریست... معلوم نیست چند سال دیگر زنده باشم... از این پس می خواهم آنگونه که تو گفته ای زندگی کنم...   لا الاه الا الله ... این جمله بسیار پر معناست... سینه ام جای این کلمات را نمی گیرد... پس دستم را روی سینه می گذارم و ذکر یا فتاح را هر صبح بعد از نماز صبح 70 مرتبه می گویم تا شاید سینه ام گشاده گردد... الان که عمریست گذرانده ام می بینم واقعا مسلمان نبوده ام..........چرا که جزو اکثرهم لا یعلمون و اکثرهم لا یعقلون بوده ام...   می خواهم از این پس معنای لا الاه الا الله را درک کنم... خیلی سخته هیچ الاهی جز تو نداشت... اکثر مردم الاهی جز خدا دارند... یکی الاهش مال و ثروتش است... یکی الاهش فرزندش است... یکی الاهش پدر و مادرش هست... دیگری الاهش همسرش هست... به هر حال هر کسی برای خود الاهی دارد... تمام این الاه ها زمینی اند... تمام این اله ها فانی اند و فقط در دنیا هستند... و الاه ماندگار و ماندنی فقط تویی... فقط تویی که اله مطلق و کمال مطلقی ... خود نمی دانم ولی هر چه هست اله های زیادی داشته ام... من دیگر الاهی جز تو نمی خواهم... بنابراین اگر کمکم نکنی نمی توانم... بی تو نفس ندارم... تاب و تحمل ندارم... کمکم کن... کمکم کن... همین

 

 

 

این مطلب لایق نظر نیست...؟ اگر هست نظر بدید ... خواهشا


تعداد کل صفحات: 9 1 2 3 4 5 6 7 ...